
پرسش بر سر اینکه آیا عراق کشوری دمکراسیت یا خیر , به سوالی بحث برانگیز که پاسخ آن مشکل میتوان داد و اغلب به یک بحث مطول برسر اینکه هدف از اشغال عراق توسط ایالات متحده و پیامدهای منتهی میشود , اما برای رسیدن به این هدف نیاز به یک ارزیابی هدفمند و واقعگرا از اوضاع داخلی عراق و ماهیت نظام سیاسی در این کشور هستیم .
اکنون عراق کشوریست که یک پارچگی خود را از داده و با مشکلاتی همچون تفرقه های نژادی و مذهبی , خشونت دجار شده , همچنین برطرف کردن این مشکلات به منافع محدود نخبگان سیاسی این کشور بستگی دارد , امری که ما را با یک پرسشی مبرم ما را روبرو میسازد : واقعیت رژیم سیاسی عراق چیست ؟.
ناظران بر اوضاع عراق معتقدند که متوان عناصر برخی از عناصر مهم و زمینه ساز دمکراسی را در عراق دید , مانند قانون اساسی این کشور که ملت عراق با اکثریت آرا در یک همه پرسی آن را تآیید نموده , و یا در وجود یک پارلمانی منتخب , و یا جامعه مدنی نوپایی که آماده برای برگزاری هرگونه تظاهرات مردمی برای احقاق حقوق سیاسی خود باشد , اما دمکراسی هنوز یک پروسه ناقص بشمار میآید چون بر سر هر بزنگهاهی آرزوها و آرمانهای ملت عراق که بطور مداوم تضعیف میشود , اما در عین حال دمکراسی در عراق دارای اهمیت بسیار میباشد که نمیتوان با اوضاع کنونی سوریه و لیبی آن را مقایسه نمود , زیرا مردم عراق همواره در تلاش و تکاپو برای ساخت کشور خود میباشند و این امر امکان آن را فراهم میسازد تا از درون نظام سیاسی کشور اقدام به اصلاحاتی مسالمت آمیز و گسترش روند دمکراسی و افزایش فرصتهای اقتصادی بیانجامد .
نگرانیها و نا امدیها
در عین حال , عاقلانه نیست که در خوشبینی خود اغراق کرد , زیرا تا کنون عراق همچنان یک کشور خظرناک و نا پایدار از نظر سیاسی بحساب میآید , همچنین عراق دچار مشکلاتی است که ناشی از سیاستهای ناموفق ایالات متحده در این کشور میباشد , و دخالتهای کشورهای همسایه و مدیریت ناموفق کشور , همچنین اوضاعی که برعراق بعد از سقوط دولت صدام حسین و اشغال این کشور توسط ایالات متحده و همپیمانان خود در این کشور حاکم شد را میتوان مزید بر علت دانست, زیرا در روزهای آخر از عمر رژیم بعث – دولت صدام حسین ملیونها قبضه اسلحه میان مردم خود تقسیم نمود , این وضع باعث شد تا اغلب مردم اسلحه بدست شوند, و پس از اشغال این کشور مردم در محله های خود به تحصن نشستند , گروهی از آنها با نیرو های اشغالگر ایالات متحده جنگیدند و گروهی دیگر مشغول تصفیه حسابهای قدیمی خود شدند که گاهی برای بدست آوردن پول میجنگیدند و گاهی دیگر برای بدست آوردن امتیازاتی در نظام سیاسی نوپای کشور مشغول بودند .
این جنگ داخلی زمینه را برای قدرتهای منطقه همچون ایران و عربستان فراهم ساخت , زیرا هریک از این قدرتها به یکی از اطراف درگیر بدل شدند و از گروهی که منافع سیاسی این قدرتها را دنبال میکردند پشتیبانی کردند. و یا با سیاستهای ایالات متحده بجگندند.
ایران هم از این فرصت بخوبی استفاده نمود , ایران که به یکی از طرفهای درگیر در عراق بدل شده بود آمریکا را وادار به تجدید نظر در طرحهای جدید خود برای منطقه نمود, سپس افرادی که در دوران صدام حسین مجبور به ترک کشور شده بودند به کشور بازگشتند و در پروسه سیاسی کشور مشارکت نمودند و در انتخابات شرکت کردند , این در حالی بود که گروهای مذهبی و یا فرقه ای کشور هریک برای خود نیروی چریکی مسلح ساختند وارد جنگی داخلی خونینی با یکدگر شدند و این امر ماهیت جامعه عراق دگرگون ساخت , و برای همه آشکار گشت که یک شکافی بسیار بزرگ میان گروه های سیاسی عراق بوجود آمده , و این امر باعث پیدایش گروهایی همچون عربهای شیعه و عربهای سنی و کردها که برای همه آشکار گشت که تمامی این گروه ها هریک دارای جاه طلبیهای سیاسی خود میباشند و هریک آمدگی آن را دارد دست بر هر کاری بزنند تا نگرانیها و عدم موفقیتهای خود را نزد مردم توجیه کنند.
و امروز شاهد بوجود آمدن مناطقی همچون کردستان آرام و ثروتمند در کنار مناطق عرب نشین در جنوب که گرفتار نا آرامیهای مداوم گشته که هرگز نمی توان آینده این مناطق را پیشبینی نمود .
امنیت بالای شهرهایی همچون " اربیل " و دیگر شهرهای کرد نشین عراق زمینه را برای پروژهای عظیمی هموار ساخته تا این منطقه شاهد اقتصادی در حال رشد شود, که با سرمایه گذاریهایی که از کشور همسایه مانند ترکیه بر این منطقه سرازیر شده خصوصا ٌ در زمینه صنایع گاز روند شتاب زده ای بخود بگیرد.
اما از طرفی دیگر مناطق عرب نشینی که در همسایگی کردستان است هنوز در دست نیروهای شبه نظامی و گروهای شورشی و گروه های تبهکار است ,بگونه ای که مردم شهرنشین این مناطق مداد احساس نا امنی میکنند گویی که آنها در مناطق جنگی زندگی میکنند.
و علی رغم اینکه اوضاع امنیتی در این مناطق شاهد بهبودی قابل ملاحظه ای در سه سال اخیر شده , اما این بهبودی نسبی بوده آنهم در مقایسه با سالهای 2006 و 2007 که جنگ در این مناطق کشور را به مرز ورشکستگی کشانده بود . و بر حسب گزارشهایی که تاکنون منتشر شده این جنگ داخلی سالانه سی و پنج هزار کشته برجای گذاشته . و با اینکه در چند سال اخیر این رقم به سه هزار پانصد نفر درسال تنزل پیدا کرده اما طبق استانداردهای موجود هنوز ارقام این کشته ها هنوز بالاست.
اما مهمتر از همه این است که این جنگ داخلی و فرقه ای نوعی از هم گسستگی و شوک را به مردم این کشور وارد کرده . به گونه که این تفرقه های مذهبی و عرقی میان شیعه و سنی - عربها و کردها در عراق این کشور را به یکی بدترین الگوهای دمکراسی بدل کرده . علاوه برآن احزاب سیاسی به یکی از عوامل تفرقه بدل شده اند که برای برخوردار شدن از حمایت جوامع مذهبی و یا فرقه ای خود از این اختلافات داخلی بخوبی بهره بردای میکند و در نهایت تقصیر گسترش خشونتی که خود آن را بوجود آورده اند را بر گردن آمریکا میاندازند .
شورشی کشنده
از سویی دیگر هنوز روابط میان دولت نوری المالکی و دولت خودگردان کردستانبریاست مسعود برزانی بر سر به نتیجه نرسیدن مذاکرات مربوط به قراردادهای نفت وگاز این اقلیم تیره مانده . همچنین اختلافات عرضی برسر برخی مناطق همچون " کرکوک " که داری وضعیت خاصی میباشد روابط را تیره تر کرده به گونه ای که " مسعود برزانی " چندی پیش از امکان آغاز شدن جنگی دیگر میان عربها و کردها بر سر این مناطق پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور خبر داد .
در عین حال , خبر از شروع شدن تدریجی شورشهایی در مناطق سنی نشین بگوش میرسد , که گرو های مسلح بگونه ای مستمر برای تامین نیازهای مالی خود دست به غارت طلا فروشیها و دیگر پروژه های درآمدزا میزنند, علاوه برآن این گروها دست به کشتار شهروندان شیعه و ترور شخصیتهای دولتی و شیوخ قبایل میزنند, و علی رغم کند بودن روند گسترش این عملیات اما میتواند زمینه ای برای یک جنگ داخی تمام عیار را در مناطق فراهم سازد.
و در مناطق شیعه نشین گرو هایی از " جیش المهدی " که مقتدی صدر رهبری آن را بر عهده دارد به گروه های طبح کار و راهزان پیوستند و دست به حمله به مردم ساکن آن مناطق زده اند, و گزارشها حاکی است که " مقتدی صدر " در تلاش است تا شوزش اعضای سابق ارتش خود را مهار کند تا بتواند تاثیر خود را همچنان بر آنها حفظ کند . بگونه ای که اخیرا ٌ تهدید کرده اگر آمریکا بقول خود در خارج کردن نبیروهای خود در 31 دسامبر آینده عمل نکند حملات خود را به نیروهای آمریکایی مجددا ٌ شروع خواهد کرد .
عدم کارایی دولت مرگزی تبدیل به بزرگترین مشکلی شده که عراق با آن دست و پنجه نرم میکند, و با اینکه عراق کشوری نفط خیز است که این امر درآمدهای برافوانی عاید این کشور میکند اما دولت مالکی هنوز قادر به تامین خدمات اولیه مورد نیاز مردم خود نمیباشد, علاوه برآن فساد گسترده در تمامی عرصه های سیاسی و اداری کشور به ناتوانیها دولت افزوده است .
اما در حالی که نیاز مبرم به همبستگی و همکاری تمامی احاد مردم عراق بایکدیگر احساس میشود آن هم با کمبود خدمات اساسی همچون برق که تا بیشتر از دوساعت در روز در خدمت مردم این کشور نیست, مسولین دولت عراق در بهشتی که برای خود ساخته اند به عیش و نوش مشغولند, و در خانه هایی مجلل زندگی میکنند و اموال هنگفتی بعنوان حقوق دریافت میکنند , همچنین این مسولین بسیاری از اداره مهم دولتی را دست دارند که خویشاوندان و نزدیکان خود را در آن استخدام نموده. بدتر آنکه سیاستمداران عراق بیشتر به فکر بدست گرفتن قدرت سیاسی و پستهای مهم کشورند تا اینکه بفکر حل کردن مشکلات مردم که اصلیترین چالش جامعه مدنی بشمار میرود باشند. این چالش بیشتر بخاطر سوء استفاده مسولین از اسلام بعنوان ابزار السیاسی برای محقق کردن خواسته های خود و نفوذ مضر ایران بخطر میافتد .
و با وجود اینکه " نوری المالکی " تقصیر را بگردن گروه های تندرو در ناتوان ماندن اصلاحات میاندازد, اما باید اذعان کردن که تاکنون ایشان تمایلی برای سوء استفاده از اوضاع برای تحقق اهداف خود برای بدست آوردن مکاسب سیاسی و کنترل بیشتر بر جامعه مدنی ازخود نشان داده است, همچنین که پس از برگزاری انتخابات مجلس در سال 2010 سعی نمود تا آزادیهایی که قانون اساسی عراق برای شهروندان این کشور تظمین نموده بود را بکاهد.
و با این حال ترور شخصیتهای سیاسی بر که هیچ نفوذی در حزب بعث نداشته اند و افرادی که روابطشان با با حزب بعث در رژیم گذشته بحث برنگیز بود تاثیر خود را در کم رنگ کردن این تهمتها برجای گذاشت, مالکی سعی میکند تا همیشه رقبا و منتقدین خود را در موضع ضعیفی قرار دهد , تا بتواند حمایت طرفداران خود را که اغلب آنها از تندروان شیعه میباشند را جلب کند . ضمن اینکه مالکی هیچ گونه حقی به مخالفین خود برای راه اندازی تطاهرات مردمی را که هدفش انتقاد از دولت باشد را نمیدهد .
بهار عربی
افرادی که در تظاهراتی مسالمت آمیزی در بغداد و الرمادی و فلوجه و بصره شرکت میکنند همیشه شاهد سرکوب وحشیانه مامورین دولتی میباشند و در برخی مواقع هم بسیاری از آنها دستگیر میشوند و در.ندانها شکنجه میشوند . با اینکه ترور اخیر روزنامه نگار و فعال سیاسی دمکراسی خواه " هادی المهدی " سایه تاریکی بر دولت المالکی انداخته , و همچنان دولت را مانع از ادامه وضع محدودیتهایی در برابر آزادی بیان و آزادیهای مدنی نشده .
اما ترور المهدی تاکنون باعث از فرو نشاندن خشم مردم و مانع از افزایش سقف خواسته های مدافعین حقوق بشر و فعالین سیاسی و دمکراسی خواه نشده , بگونه ای جنبشهای مردمی در فوریئ گذشته در کشورهای عرب که بعد شروع انقلابهای موسوم به بهار عرب شروع شده هنوز فرو ننشسته , و کماکان دعوت به برگزاری تظاهرات میکنند آن هم از طریق شبکه های اجتماعی همچون تویتر و فیس بوک و برخی از وبلاگهای معروف مانند " الشارع العربی من أجل التغییر " و وبسایتهای دیگر همچون وبسایت میدان تحریر http://altahreernews.com .
و در شهر هایی دارای اکثرین سنی نشین مانند رمادی و فلوجه مردم خواستار پایان دادن به سیاستهای تبعیزآمزی که بر علیه آنها توسط دولت اعمال میشود شده اند ,و علی رغم اینکه اکثریت پستهای کلیدی دولت و عالیترین رتبه های ارتش در دوره صدام حسین را سنیها در دست بود, اما ناظران معتقدند که باید تمامی افرادی که رژیم بعث ارتباط مستقیمی داشته اند را باید برکنار اما این کار نباید به مجازات تمامی اهل تسنن کشور منتهی شود زیرا اینجنین سیاستهایی باعث دامن زدن به اختلافات فرقه ای میشود و سنیها را تحریک به شورش و قیام وا میدارد .
در پایان اینکه اغلب افرادی که در شورشها مسلحانه آرامیها و نا شرکت کرده اند را جوانان مابین بیست تا سی سال تشکیل , که آنها بر اثر بیکاری و نفرتشان از دولت کنونی باعث کشانده شدنشان به گروه های تندرو ستیزه جو میشود . زیرا بگمان آنها تنها راه حل مقابله با ظلم و ستم و مشکلاتی که گرفتارش شده اند دست به اسلحه بردن است . و تنها راه حل موجود جلو مسولین عراق این است که میان طرفداران واقعی صدام حسین و اقلیت سنی کشور فرق گذاشت , خصوصا ٌ این همان اقدامیست که بیساری از احزاب و فعالین جامعه مدنی عراق در پی محقق کردن آنند .
چندی پیش در بصره جنوب عراق مردم بخیابان ریختند و تظاهراتی براه انداختن که شرکت کنندگان در آن خواستار مبارزه شود. همچنین تظاهر کنندگان خواستار این شدند که بخشی از درآمدهای نفتی که از اسکله های نفتی این بندر صادر میشود را خرج پروژه های اشتغالزا در این مناطق کنند, بخصوص در مناطقی که بر اثر استخراج نفت دچار آلودگی زیست محیطی شده اند .
این مطابات تنها خاص جنوب کشور نبود بلکه در مناطق کرد نشین هم مردم به خیابانها ریختند و به نوبه خود خواسته های مشروع خود را داشتند , تا جایی که سیاستمداران کرد بدانند که خود هم دست کمی از دیکتاتورهای منطقه ندارند , زیرا دو حزب عمده کرد یعنی " اتحاد ملی کردستان" و " حزب دمکرات کردستان " قدرت سیاسی مناطق کرد نشین را در احتکار خود دارند وبگونه ای که این دو حزب تحمل حضور احزاب سیاسی دیگری را در منطقه ندارند , همچنین این دو حزب اصلحی کردستان عراق نیروهای پیش مرگه را در اختیار دارند و هیچ ابایی در بکار گیری آن برای سرکوب مخالفین خو ندارند , همانگونه که برای احزاب کوچکتر اتفاق افتاد مانند " حزب گوران " که طرفداران این حزب تظاهرات متعددی براه انداخت و هر بار بدست پیش مرگه بشکل وحشیانه ای سرکوب میشد , تا جائی که چندین بار به تظاهر کنندگان تیراندازی هم شده , و فعالین سیاسی کرد در عراق چندین بار تاکنون خواستار شفافسازی و مسولیت پذیری دولت شده اند , علاوه بر آن خواستار قطع هرگون احزاب با نیروهای پیش مرگه شده اند .
اصلاحات دمکراتیک
در دانشگاه بغداد جنبشهای نوپای دمکراسی خواهای جدیدی در حال ظهور است که در آن دانشجویان بهمراه اساتیدشان به استراتیژیهای جدیدی را برای فشار اوردن به دولت خود روی آورده اند , آنهم با بکار گیری شبکه های اجتماعی در انترنت برای انتشار نامه های سرگشاده خود به نوری المالکی و نمایندگان بارلمان کشورشان شده اند. و این روش در ظرف چند ماه کارایی خود را نشان داد زیرا دولت ظرف چند ماه گذشته مجور به برآورده کردن برخی از خواسته های مردم شد , که متوان بعنوان مثال از برکناری برخی از مسولین کشور و بهبود خدمات برق رسانی به شهروندان نام برد .
وجود زیربناهای دمکراتیک در عراق واقعتیست که میتوان از آن استفاده بهینه کرد , بدان معندی که ملت عراق میتنواند با استفاده از ابزارهای دمکراتیتکی که در دست دارد دولت خود را به سمت اصلاحات بکشاند. و با وجود آن این فرایند بسیار سختی خواهد بود و ممکن است دچار نا موفقیتها و سرکوب و خشونت دستگا های امنیتی دولت عراق شود, اما باید اعتراف کرد که اصلاحات دمکراتیک مسالمت آمیز تحققش در عراق امروز امریست ممکن.
اما در این برهه زمانی دست زدن به خشونت برای مبارزه با دولت – اهداف آنانی را برآورده میکند که از طریق این کار سعی در کشاندن کشور به سمت یک جنگ تمام عیار داخلی را دارند. زیر آنها بسیار رادیکال و تندرو میباشند و تلاش میکنند که برنامه های فرقه رای خود را پیاده کنند, و همیشه تمایل به تاسیس دولتی دیکاتور و دشمن تراش دارند , با این همه با وجود ملیونها عراقی اعتدال گرا که سعی در برپائی یک دولت مقتدر آنهم از طریق راه های مسالمت و دمکراتیک , زیرا این گروه از مردم عراق امید از دست رفته را برای آشتی ملی و تحقق دمکراسی و رونق و رشد اقتصادی باز خواهند گرداند.
فدريكو مانفريدي
اکنون عراق کشوریست که یک پارچگی خود را از داده و با مشکلاتی همچون تفرقه های نژادی و مذهبی , خشونت دجار شده , همچنین برطرف کردن این مشکلات به منافع محدود نخبگان سیاسی این کشور بستگی دارد , امری که ما را با یک پرسشی مبرم ما را روبرو میسازد : واقعیت رژیم سیاسی عراق چیست ؟.
ناظران بر اوضاع عراق معتقدند که متوان عناصر برخی از عناصر مهم و زمینه ساز دمکراسی را در عراق دید , مانند قانون اساسی این کشور که ملت عراق با اکثریت آرا در یک همه پرسی آن را تآیید نموده , و یا در وجود یک پارلمانی منتخب , و یا جامعه مدنی نوپایی که آماده برای برگزاری هرگونه تظاهرات مردمی برای احقاق حقوق سیاسی خود باشد , اما دمکراسی هنوز یک پروسه ناقص بشمار میآید چون بر سر هر بزنگهاهی آرزوها و آرمانهای ملت عراق که بطور مداوم تضعیف میشود , اما در عین حال دمکراسی در عراق دارای اهمیت بسیار میباشد که نمیتوان با اوضاع کنونی سوریه و لیبی آن را مقایسه نمود , زیرا مردم عراق همواره در تلاش و تکاپو برای ساخت کشور خود میباشند و این امر امکان آن را فراهم میسازد تا از درون نظام سیاسی کشور اقدام به اصلاحاتی مسالمت آمیز و گسترش روند دمکراسی و افزایش فرصتهای اقتصادی بیانجامد .
نگرانیها و نا امدیها
در عین حال , عاقلانه نیست که در خوشبینی خود اغراق کرد , زیرا تا کنون عراق همچنان یک کشور خظرناک و نا پایدار از نظر سیاسی بحساب میآید , همچنین عراق دچار مشکلاتی است که ناشی از سیاستهای ناموفق ایالات متحده در این کشور میباشد , و دخالتهای کشورهای همسایه و مدیریت ناموفق کشور , همچنین اوضاعی که برعراق بعد از سقوط دولت صدام حسین و اشغال این کشور توسط ایالات متحده و همپیمانان خود در این کشور حاکم شد را میتوان مزید بر علت دانست, زیرا در روزهای آخر از عمر رژیم بعث – دولت صدام حسین ملیونها قبضه اسلحه میان مردم خود تقسیم نمود , این وضع باعث شد تا اغلب مردم اسلحه بدست شوند, و پس از اشغال این کشور مردم در محله های خود به تحصن نشستند , گروهی از آنها با نیرو های اشغالگر ایالات متحده جنگیدند و گروهی دیگر مشغول تصفیه حسابهای قدیمی خود شدند که گاهی برای بدست آوردن پول میجنگیدند و گاهی دیگر برای بدست آوردن امتیازاتی در نظام سیاسی نوپای کشور مشغول بودند .
این جنگ داخلی زمینه را برای قدرتهای منطقه همچون ایران و عربستان فراهم ساخت , زیرا هریک از این قدرتها به یکی از اطراف درگیر بدل شدند و از گروهی که منافع سیاسی این قدرتها را دنبال میکردند پشتیبانی کردند. و یا با سیاستهای ایالات متحده بجگندند.
ایران هم از این فرصت بخوبی استفاده نمود , ایران که به یکی از طرفهای درگیر در عراق بدل شده بود آمریکا را وادار به تجدید نظر در طرحهای جدید خود برای منطقه نمود, سپس افرادی که در دوران صدام حسین مجبور به ترک کشور شده بودند به کشور بازگشتند و در پروسه سیاسی کشور مشارکت نمودند و در انتخابات شرکت کردند , این در حالی بود که گروهای مذهبی و یا فرقه ای کشور هریک برای خود نیروی چریکی مسلح ساختند وارد جنگی داخلی خونینی با یکدگر شدند و این امر ماهیت جامعه عراق دگرگون ساخت , و برای همه آشکار گشت که یک شکافی بسیار بزرگ میان گروه های سیاسی عراق بوجود آمده , و این امر باعث پیدایش گروهایی همچون عربهای شیعه و عربهای سنی و کردها که برای همه آشکار گشت که تمامی این گروه ها هریک دارای جاه طلبیهای سیاسی خود میباشند و هریک آمدگی آن را دارد دست بر هر کاری بزنند تا نگرانیها و عدم موفقیتهای خود را نزد مردم توجیه کنند.
و امروز شاهد بوجود آمدن مناطقی همچون کردستان آرام و ثروتمند در کنار مناطق عرب نشین در جنوب که گرفتار نا آرامیهای مداوم گشته که هرگز نمی توان آینده این مناطق را پیشبینی نمود .
امنیت بالای شهرهایی همچون " اربیل " و دیگر شهرهای کرد نشین عراق زمینه را برای پروژهای عظیمی هموار ساخته تا این منطقه شاهد اقتصادی در حال رشد شود, که با سرمایه گذاریهایی که از کشور همسایه مانند ترکیه بر این منطقه سرازیر شده خصوصا ٌ در زمینه صنایع گاز روند شتاب زده ای بخود بگیرد.
اما از طرفی دیگر مناطق عرب نشینی که در همسایگی کردستان است هنوز در دست نیروهای شبه نظامی و گروهای شورشی و گروه های تبهکار است ,بگونه ای که مردم شهرنشین این مناطق مداد احساس نا امنی میکنند گویی که آنها در مناطق جنگی زندگی میکنند.
و علی رغم اینکه اوضاع امنیتی در این مناطق شاهد بهبودی قابل ملاحظه ای در سه سال اخیر شده , اما این بهبودی نسبی بوده آنهم در مقایسه با سالهای 2006 و 2007 که جنگ در این مناطق کشور را به مرز ورشکستگی کشانده بود . و بر حسب گزارشهایی که تاکنون منتشر شده این جنگ داخلی سالانه سی و پنج هزار کشته برجای گذاشته . و با اینکه در چند سال اخیر این رقم به سه هزار پانصد نفر درسال تنزل پیدا کرده اما طبق استانداردهای موجود هنوز ارقام این کشته ها هنوز بالاست.
اما مهمتر از همه این است که این جنگ داخلی و فرقه ای نوعی از هم گسستگی و شوک را به مردم این کشور وارد کرده . به گونه که این تفرقه های مذهبی و عرقی میان شیعه و سنی - عربها و کردها در عراق این کشور را به یکی بدترین الگوهای دمکراسی بدل کرده . علاوه برآن احزاب سیاسی به یکی از عوامل تفرقه بدل شده اند که برای برخوردار شدن از حمایت جوامع مذهبی و یا فرقه ای خود از این اختلافات داخلی بخوبی بهره بردای میکند و در نهایت تقصیر گسترش خشونتی که خود آن را بوجود آورده اند را بر گردن آمریکا میاندازند .
شورشی کشنده
از سویی دیگر هنوز روابط میان دولت نوری المالکی و دولت خودگردان کردستانبریاست مسعود برزانی بر سر به نتیجه نرسیدن مذاکرات مربوط به قراردادهای نفت وگاز این اقلیم تیره مانده . همچنین اختلافات عرضی برسر برخی مناطق همچون " کرکوک " که داری وضعیت خاصی میباشد روابط را تیره تر کرده به گونه ای که " مسعود برزانی " چندی پیش از امکان آغاز شدن جنگی دیگر میان عربها و کردها بر سر این مناطق پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور خبر داد .
در عین حال , خبر از شروع شدن تدریجی شورشهایی در مناطق سنی نشین بگوش میرسد , که گرو های مسلح بگونه ای مستمر برای تامین نیازهای مالی خود دست به غارت طلا فروشیها و دیگر پروژه های درآمدزا میزنند, علاوه برآن این گروها دست به کشتار شهروندان شیعه و ترور شخصیتهای دولتی و شیوخ قبایل میزنند, و علی رغم کند بودن روند گسترش این عملیات اما میتواند زمینه ای برای یک جنگ داخی تمام عیار را در مناطق فراهم سازد.
و در مناطق شیعه نشین گرو هایی از " جیش المهدی " که مقتدی صدر رهبری آن را بر عهده دارد به گروه های طبح کار و راهزان پیوستند و دست به حمله به مردم ساکن آن مناطق زده اند, و گزارشها حاکی است که " مقتدی صدر " در تلاش است تا شوزش اعضای سابق ارتش خود را مهار کند تا بتواند تاثیر خود را همچنان بر آنها حفظ کند . بگونه ای که اخیرا ٌ تهدید کرده اگر آمریکا بقول خود در خارج کردن نبیروهای خود در 31 دسامبر آینده عمل نکند حملات خود را به نیروهای آمریکایی مجددا ٌ شروع خواهد کرد .
عدم کارایی دولت مرگزی تبدیل به بزرگترین مشکلی شده که عراق با آن دست و پنجه نرم میکند, و با اینکه عراق کشوری نفط خیز است که این امر درآمدهای برافوانی عاید این کشور میکند اما دولت مالکی هنوز قادر به تامین خدمات اولیه مورد نیاز مردم خود نمیباشد, علاوه برآن فساد گسترده در تمامی عرصه های سیاسی و اداری کشور به ناتوانیها دولت افزوده است .
اما در حالی که نیاز مبرم به همبستگی و همکاری تمامی احاد مردم عراق بایکدیگر احساس میشود آن هم با کمبود خدمات اساسی همچون برق که تا بیشتر از دوساعت در روز در خدمت مردم این کشور نیست, مسولین دولت عراق در بهشتی که برای خود ساخته اند به عیش و نوش مشغولند, و در خانه هایی مجلل زندگی میکنند و اموال هنگفتی بعنوان حقوق دریافت میکنند , همچنین این مسولین بسیاری از اداره مهم دولتی را دست دارند که خویشاوندان و نزدیکان خود را در آن استخدام نموده. بدتر آنکه سیاستمداران عراق بیشتر به فکر بدست گرفتن قدرت سیاسی و پستهای مهم کشورند تا اینکه بفکر حل کردن مشکلات مردم که اصلیترین چالش جامعه مدنی بشمار میرود باشند. این چالش بیشتر بخاطر سوء استفاده مسولین از اسلام بعنوان ابزار السیاسی برای محقق کردن خواسته های خود و نفوذ مضر ایران بخطر میافتد .
و با وجود اینکه " نوری المالکی " تقصیر را بگردن گروه های تندرو در ناتوان ماندن اصلاحات میاندازد, اما باید اذعان کردن که تاکنون ایشان تمایلی برای سوء استفاده از اوضاع برای تحقق اهداف خود برای بدست آوردن مکاسب سیاسی و کنترل بیشتر بر جامعه مدنی ازخود نشان داده است, همچنین که پس از برگزاری انتخابات مجلس در سال 2010 سعی نمود تا آزادیهایی که قانون اساسی عراق برای شهروندان این کشور تظمین نموده بود را بکاهد.
و با این حال ترور شخصیتهای سیاسی بر که هیچ نفوذی در حزب بعث نداشته اند و افرادی که روابطشان با با حزب بعث در رژیم گذشته بحث برنگیز بود تاثیر خود را در کم رنگ کردن این تهمتها برجای گذاشت, مالکی سعی میکند تا همیشه رقبا و منتقدین خود را در موضع ضعیفی قرار دهد , تا بتواند حمایت طرفداران خود را که اغلب آنها از تندروان شیعه میباشند را جلب کند . ضمن اینکه مالکی هیچ گونه حقی به مخالفین خود برای راه اندازی تطاهرات مردمی را که هدفش انتقاد از دولت باشد را نمیدهد .
بهار عربی
افرادی که در تظاهراتی مسالمت آمیزی در بغداد و الرمادی و فلوجه و بصره شرکت میکنند همیشه شاهد سرکوب وحشیانه مامورین دولتی میباشند و در برخی مواقع هم بسیاری از آنها دستگیر میشوند و در.ندانها شکنجه میشوند . با اینکه ترور اخیر روزنامه نگار و فعال سیاسی دمکراسی خواه " هادی المهدی " سایه تاریکی بر دولت المالکی انداخته , و همچنان دولت را مانع از ادامه وضع محدودیتهایی در برابر آزادی بیان و آزادیهای مدنی نشده .
اما ترور المهدی تاکنون باعث از فرو نشاندن خشم مردم و مانع از افزایش سقف خواسته های مدافعین حقوق بشر و فعالین سیاسی و دمکراسی خواه نشده , بگونه ای جنبشهای مردمی در فوریئ گذشته در کشورهای عرب که بعد شروع انقلابهای موسوم به بهار عرب شروع شده هنوز فرو ننشسته , و کماکان دعوت به برگزاری تظاهرات میکنند آن هم از طریق شبکه های اجتماعی همچون تویتر و فیس بوک و برخی از وبلاگهای معروف مانند " الشارع العربی من أجل التغییر " و وبسایتهای دیگر همچون وبسایت میدان تحریر http://altahreernews.com .
و در شهر هایی دارای اکثرین سنی نشین مانند رمادی و فلوجه مردم خواستار پایان دادن به سیاستهای تبعیزآمزی که بر علیه آنها توسط دولت اعمال میشود شده اند ,و علی رغم اینکه اکثریت پستهای کلیدی دولت و عالیترین رتبه های ارتش در دوره صدام حسین را سنیها در دست بود, اما ناظران معتقدند که باید تمامی افرادی که رژیم بعث ارتباط مستقیمی داشته اند را باید برکنار اما این کار نباید به مجازات تمامی اهل تسنن کشور منتهی شود زیرا اینجنین سیاستهایی باعث دامن زدن به اختلافات فرقه ای میشود و سنیها را تحریک به شورش و قیام وا میدارد .
در پایان اینکه اغلب افرادی که در شورشها مسلحانه آرامیها و نا شرکت کرده اند را جوانان مابین بیست تا سی سال تشکیل , که آنها بر اثر بیکاری و نفرتشان از دولت کنونی باعث کشانده شدنشان به گروه های تندرو ستیزه جو میشود . زیرا بگمان آنها تنها راه حل مقابله با ظلم و ستم و مشکلاتی که گرفتارش شده اند دست به اسلحه بردن است . و تنها راه حل موجود جلو مسولین عراق این است که میان طرفداران واقعی صدام حسین و اقلیت سنی کشور فرق گذاشت , خصوصا ٌ این همان اقدامیست که بیساری از احزاب و فعالین جامعه مدنی عراق در پی محقق کردن آنند .
چندی پیش در بصره جنوب عراق مردم بخیابان ریختند و تظاهراتی براه انداختن که شرکت کنندگان در آن خواستار مبارزه شود. همچنین تظاهر کنندگان خواستار این شدند که بخشی از درآمدهای نفتی که از اسکله های نفتی این بندر صادر میشود را خرج پروژه های اشتغالزا در این مناطق کنند, بخصوص در مناطقی که بر اثر استخراج نفت دچار آلودگی زیست محیطی شده اند .
این مطابات تنها خاص جنوب کشور نبود بلکه در مناطق کرد نشین هم مردم به خیابانها ریختند و به نوبه خود خواسته های مشروع خود را داشتند , تا جایی که سیاستمداران کرد بدانند که خود هم دست کمی از دیکتاتورهای منطقه ندارند , زیرا دو حزب عمده کرد یعنی " اتحاد ملی کردستان" و " حزب دمکرات کردستان " قدرت سیاسی مناطق کرد نشین را در احتکار خود دارند وبگونه ای که این دو حزب تحمل حضور احزاب سیاسی دیگری را در منطقه ندارند , همچنین این دو حزب اصلحی کردستان عراق نیروهای پیش مرگه را در اختیار دارند و هیچ ابایی در بکار گیری آن برای سرکوب مخالفین خو ندارند , همانگونه که برای احزاب کوچکتر اتفاق افتاد مانند " حزب گوران " که طرفداران این حزب تظاهرات متعددی براه انداخت و هر بار بدست پیش مرگه بشکل وحشیانه ای سرکوب میشد , تا جائی که چندین بار به تظاهر کنندگان تیراندازی هم شده , و فعالین سیاسی کرد در عراق چندین بار تاکنون خواستار شفافسازی و مسولیت پذیری دولت شده اند , علاوه بر آن خواستار قطع هرگون احزاب با نیروهای پیش مرگه شده اند .
اصلاحات دمکراتیک
در دانشگاه بغداد جنبشهای نوپای دمکراسی خواهای جدیدی در حال ظهور است که در آن دانشجویان بهمراه اساتیدشان به استراتیژیهای جدیدی را برای فشار اوردن به دولت خود روی آورده اند , آنهم با بکار گیری شبکه های اجتماعی در انترنت برای انتشار نامه های سرگشاده خود به نوری المالکی و نمایندگان بارلمان کشورشان شده اند. و این روش در ظرف چند ماه کارایی خود را نشان داد زیرا دولت ظرف چند ماه گذشته مجور به برآورده کردن برخی از خواسته های مردم شد , که متوان بعنوان مثال از برکناری برخی از مسولین کشور و بهبود خدمات برق رسانی به شهروندان نام برد .
وجود زیربناهای دمکراتیک در عراق واقعتیست که میتوان از آن استفاده بهینه کرد , بدان معندی که ملت عراق میتنواند با استفاده از ابزارهای دمکراتیتکی که در دست دارد دولت خود را به سمت اصلاحات بکشاند. و با وجود آن این فرایند بسیار سختی خواهد بود و ممکن است دچار نا موفقیتها و سرکوب و خشونت دستگا های امنیتی دولت عراق شود, اما باید اعتراف کرد که اصلاحات دمکراتیک مسالمت آمیز تحققش در عراق امروز امریست ممکن.
اما در این برهه زمانی دست زدن به خشونت برای مبارزه با دولت – اهداف آنانی را برآورده میکند که از طریق این کار سعی در کشاندن کشور به سمت یک جنگ تمام عیار داخلی را دارند. زیر آنها بسیار رادیکال و تندرو میباشند و تلاش میکنند که برنامه های فرقه رای خود را پیاده کنند, و همیشه تمایل به تاسیس دولتی دیکاتور و دشمن تراش دارند , با این همه با وجود ملیونها عراقی اعتدال گرا که سعی در برپائی یک دولت مقتدر آنهم از طریق راه های مسالمت و دمکراتیک , زیرا این گروه از مردم عراق امید از دست رفته را برای آشتی ملی و تحقق دمکراسی و رونق و رشد اقتصادی باز خواهند گرداند.
فدريكو مانفريدي



